آيلاآيلا، تا این لحظه: 16 سال و 16 روز سن داره

آیلا نازدونه مامان و بابا

جشن فارغ التحصیلی

روز 24 ارديبهشت جشن فارغ التحصیلی مهد کودک آیلایی تو تالار بود ساعت 8 قرار بود اونجا باشیم ولی دخملی غر می زد روز جمعه چرا نمی ذارن بیشتر بخوابیم . سر موقع تو تالار رسیدیم و آیلایی لباسهایی رو که از مهد داده بودند پوشیده بود و دم در به خاله ژیلا جون تحویلش دادیم تا برای اجرای برنامه ها آماده بشن. برنامه با کمی تاخیر شروع شد اونم به اقتضای سن بچه ها کاملا طبیعی بود .  آیلا با لباس رسمی فارغ التحصیلی             اینجا هم خانمی اجرای تکی داشت  بچه ها با لباس فرم سرود ای ایران رو اجرا کردند که فوق العاده زیبا بود  ...
19 مرداد 1395

تولد چهارسالگی در کودکستان

27 مهر یک تولد کوچولو تو کودکستان برا آیلا خانمی گرفتیم که با همکاری خاله حسنا جون که از راه دور برا تولد خانمی اومده بود. ممنون خاله حسنا جونم و آیلا چقدر خوشحال بود اما امان از دست مامان پر مشغله تقریبا بعد یک ماهه داره عکسها رو می ذاره اون هم نه همه عکسها کیک مامان پز آیلا و خاله حسنا جون مهربونش   آیلا و همکلاسی هاش چون من اجازه نداشتم عکس خانم معلمشون رو بگذارم  پروانه ها رو صورت خوشگلشون نشوندم آیلا و دو تا دختر گل که فکر کنم دخمل ناز دست راستی عسل باشه ولی دومی دخملی رو نمی دونم همه رو باید از آیلا بپرسم و بنویسم عزیز دل مامان و ...
22 آبان 1393

آیلا و موناجون

یک روز تابستونی عمو دکتر لطف کردن و ما رو برای چیدن آلوچه به باغشون دعوت کردند در ضمن یکی دیگه از دوستان هم دعوت بود که دخترش مونا هم با باباش اومده بود و اونجا این دوتا کوچولو که تقریبا دو سال با هم اختلاف سنی دارند دوست شدند و من هم چند تا عکس انداختم آیلا به سرعت داره می ره مونا رو بلند کنه که خودش بشینه مثل اینکه بالاخره دارن به توافقی می رسن ...
1 شهريور 1393

فرنیا گلی

93/2/24 فرنیا گلی و مامان و بابای گرم و صمیمیش مهمون خونه ما بودند و از همین جا از مامانی تشکر می کنم که دعوت ما رو قبول کردند . چقدر روز خوبی بود از روز قبلش که وقتی می گفتم زنگ بزنم با فرنیا صحبت کنی می گفت نه من می خوام بیاد از نزدیک ببینمش .اولش که فرنیا جان با هدیه خیلی خوب یک پازل زیبا که حالا شده یکی از سرگرمی های دخملی دست دوستی دراز کرد بماند دختر ما از خجالت هدیه رو نگرفت ولی بعدا که فرنیا مال خودش رو باز کرد سریع به سراغش رفت . چه دخملیه خیلی خانم بود . خیلی با صفا بود این هم دخترای گل رو توپها گل گلی پدرها و دخترها چه نگاهی رد و بدل می شد ...
29 ارديبهشت 1393

پیروز کوچولو

این آقا کوچولو پیروزخان ( نوه عمه مامان= بنده )دوست آیلا خانم  هست تو سفر دوروزه من به تهران به خونه مامان بزرگش ( عمه بنده ) اومده بود و من هم چند تا عکس اونهم خیلی یواشکی چون اجازه نمی داد انداختم .خیلی بامزه بود بعد از انداختن عکس عین آیلا گفت ببینم ببخشید کیفیت عکس صفر از بس تکون تکون می خورد این بلا ...
4 دی 1392

دختر عمو و پسر عمو

این هم آیلا و ائلوین کوچولو که آیلا نمی دونم چرا ولی اصلا پیشش نمی رفت شاید اون هم از خجالت باشه یا اونقدر دیر به دیر می بینه احساس غریبی می کنه تو رو خدا ببین چه کارها که جلو دوربین نمی کنه. این کوچولو رو ببین چه جدی هم نشسته    وای حالا با دستهاش صورتشو می پوشونه که مثلا عکس نگیرم خوب بالاخره دستهاشو از صورتش برداشته و پسر عمو چشم آبی هم با دقت داره نگاهش می کنه شاید هم تعجب می کنه و با خودش می گه بالاخره چشممون به جمال دختر عمو روشن شد نه دیگه همون آیلای خندان شد مثل اینکه روابط حسنه شده ولی ائلوین همچنان با تعجب نگاه می کنه   ...
26 آبان 1392

آیلا و نازنین کوچولو

بالاخره بعد از یک ماه فرصت پیدا کردیم و به دیدن دخمل کوچولوی خاله لیلا رفتیم . هر چند به خاطر سرماخوردگی آیلایی مردد بودم ولی بالاخره رفتیم که دیدیم بله خودت نازنین خانم سرما خورده . جالب بود موقع رفتن آیلا تو ماشین به من می گفت نی نی خاله لیلا رو می خوام ببرم پارک من هم گفتم وقتی کمی بزرگ بشه آخه خیلی کوچولو هست . وقتی اونجا رسیدیم و من دستهای کوچولوی نازنین رو نشونش دادم کمی نگاه کرد و گویا از دیدن دست کوچولو کمی ترسیده خودش رو عقب کشید خانمی تمام لباسهاشو کنده و خیلی خودمونی نشسته این هم نازنین کوچولو که یک ساعتی که ما اونجا بودیم اصلا صداش در نیومد و دختر آرومی بود و همه جا رو بررسی می کرد ( گوشواره هاشو ببین ...
13 مهر 1392

تولد ائلوین جون

جمعه 7/4/92 به تولد ائلوین جون پسر عموی آیلایی دعوت بودیم . همه چیز عالی بود دست عمو و زن عمو درد نکنه فقط یک مشکلی بود پرنسس ما تا آخر مجلس از کنار من تکون نخورد وقتی همه آماده رفتن شدن تازه خانمی یادش اومده که بگه من نمیام عاشق اون بادکنکها مخصوصا ترکوندنشون بود به زور کلاه سرش گذاشتیم اونهم به خاطر بادکنکها این هم شاهد این هم ائلوین کوچولو آقا کوچولو تولدت مبارک ...
10 تير 1392